زندگی بزرگان و دانشمندان یهودی همیشه برای من داستان سیندرلا را تدایی میکند.  دختری که زیر دست نامادری ظالم زندگی میکرد و مورد حسد نا خواهری هایش بود و وقتی شاهزاده با در دست داشتن کفش بلوری به جا مانده از سیندرلا به دنبال او میگشت نا مادری ظالم تلاش میکرد که با پنهان کردن سیندرلا او را از دید شاهزاده مخفی نگاه دارد.
واقعا وقتی که تاریخ یهود را مطالعه میکنید متوجه میشوید که چگونه حکمرانان وقت (نا مادری ظالم)  درباریان
و بادمجان دور قاب چینان بی شرم ( نا خواهری های حسود) از اینکه مردم ( شاهزاده) از خدمات دانشمندان یهودی ( سیندرلا) اطلاع یابند جلو گیری میکردند و سعی بر آن داشتند که کفش بلوری را هر جور شده به پای یکی از نا خواهری ها کنند.

امروزه نیز این داستان به نوعی ادامه دارد، اگر برای مثال یک ایرانی مدیر شعبۀ کافی شاپ استار باکس بشود این میشود افتخار ملی که بله یک ایرانی در غربت مدیر یکی از شعبات کافی شاپ استار باکس شده ولی از آن طرف در ایران کافی شاپ های زنجیره ای استار باکس جزو لیست شرکت های صهیو نیستی میرود که در صدد تسلط بر بازار دنیای است چرا که بنیاد گذاران این کمپانی یهودی هستند.

اگر در غربت یک ایرانی مدیر یک شعبه بانک شود با چه غروری از اینکه یک ایرانی این سمت را دارد در رادیو و تلویزیون به تحسین میپردازند ولی از آن طرف در ایران سمت رییس بانک مرکزی در آمریکا در دوره های چندین رییس جمهوری و همچنین در گذشته و حال مورد نیش و حمله قرار میگیرد و بر چسب میخورد که یهودیان سرمایه آمریکا و جهان را کنترل میکنند، چرا که رئیس بانک مرکزی آمریکا و سازمانهای معتبر مالی  یهودی هستند.  

اگر یک ایرانی در یک فیلم بازی کند، حتی برای چند دقیقه، بیا و ببین چه محشری به پا میشود که بله ایرانیان درب های هالیود را به روی خود میگشایند و چه و چه و چه، ولی از آن طرف در ایران هنرپیشگان معروف،  کارگردانان و تهیه کنندگان بزرگ هالیوود را اشاعه کننده فساد توسط صهیونیستها مینامنند چرا که اکثرا یهودی هستند و یهودیان کنترل کنندۀ وسائل ارتباط جمعی در دنیا معرفی میشوند.

در همین لس آنجلس نیز این یک بام و دو هوا در میان وسائل ارتباط جمعی کاملا مشهود است.
اگر شخصی یک کلاس نقاشی بر پا کند خبر هنری و فرهنگی میشود، اما وجود مدارس و سازمانهای مختلف اجتماعی که توسط یهودیان ایرانی ایجاد شده مورد تمسخر بعضی ها قرار میگیرد که بله این یهودیان سر هر کوچه یک کنیسا باز کرده اند.
حساسیت به اداره امور اجتماعی به دست یهودیان به حدی است که حتی خیلی از مجریان برنامه های رادیو تلویزیونی حتی آنهایی که یهودی هستند از ذکر یهودی بودن فعالان اجتماعی سر باز میزنند.
چندی پیش پرداخت کمک مالی 30 میلیون دلاری به دانشگاه ارواین توسط آقای پال معراج به عنوان نقش سازندۀ ایرانیان در امور علمی مطرح شد ولی کسی ذکری که آقای پال معراج یهودی ایرانی است به میان نیاورد وتنها در مجلات ونشریات سازمانهای یهودی به این مسائل اشاره شد.

سه تن از کاندیداهای شهر بورلی هیلز برای سمت شهرداری،  یهودی ایرانی هستند اما یهودی بودن آنان فقط در نشریات سازمانهای یهودی بیان میشود و در دیگر ارگانهای خبری ایرانی خیلی سطحی مطرح میشود و این مسئلۀ مهم مورد بحث قرار نمیگیرد ولی مطمئنا اگر یکی از این کاندیداها ایرانی مسلمان بود چه محشری که بر پا نمیشد.

فراموش نمیکنم در جریان انتخابات سال 2000 ریاست جمهوری آمریکا که بین "جورج بوش و ال گر" در جریان بود، دمکراتها برای کسب آبروی از دست رفته بخاطر دسته گلی که بیل کلینتون به آب داده بود،  سناتور لیبر من یهودی را که شخص مذهبی هست رابه عنوان معاون رئیس جمهوری برای ( ال گر) انتخاب کردند تا از این طریق رای دهندگان خود را ترغیب به رای دادن کرده ودر مقابل بیل کلینتون ....باز،  شخصی معتبر و با شخصیت را به مردم معرفی کنند تا از این طریق کسب آبرویی کرده باشند.

در آن زمان نه یازده سپتامبری در کار بود که آن را به گردن یهودیان بیاندازند و نه جنگی در عراقی وجود داشت که یهودیان را عامل حملۀ آمریکا به آنجا قلمداد کنند ونه انتفاضۀ فلسطینیها در کار بود که یهودیان را مورد حمله قرار دهند.
در آن ایام طبق معمول انتخابات بحث و جدل در میان جمهو ریخواهان و دمکراتها باب روز بود ودر هر برنامه رادیو و تلویزیون این گروه بر لیه و علیه یکدیگر سخن میگفتند، و این نظرات فقط در رابطه با خط مشی حزبی دور میزد.
 در یکی از برنامه های شبانه رادیوی ایرانی این مسئله روز نیز مورد سئوال قرار گرفت تا مردم با تماس به رادیو نظرات خود را بیان کنند.
 اعتراض چند نفر از شنودگان ایرانی به دمکراتها نه جنبۀ سیاسی ویا حزبی در مورد انتخابات بود بلکه ناراحتی آنان بخاطر جهود بودن سناتور لیبرمن بود بله دقیقآ تکیۀ آنان بر جهود بودن این سناتور بود و حتی یکی از شنوندگان در تماس به رادیو اینگونه اعتراض خود را مطرح کرد که "من نمیخوام معاون رئیس جمهوری کشورم یک جهود نجس باشد" در صورتی که خود آمریکاییها که چند جدشان در این مملکت به دنیا آمده بودند همچین ادعایی را نمیکردند.
 من همیشه خدا را شکر میکنم که در آن سال دموکراتها در انتخابات باختند در غیر اینصورت با پیش آمدن یازده سپتامبر، جنگ عراق، انتفاضۀ فلسطینیان و جهود بودن معاون رئیس جمهوری، حالا خر بیارو باقالی بار کن.

البته این داستان حالا حالاها ادامه دارد و این کینه و تنفر به این زودیها بر طرف نمیشود  مگر مردمی که سالیان سال با قلبی پر از تنفر از یهودیان جرات این را بکنند که واقعیت را ببینند و از خود بپرسند دلیل این همه تنفر از یهودان برای چیست؟ آیا فقط یهودیان مورد تنفر هستند ویا کلا ما با این احساس بزرگ شده ایم.
چرا سنی از شیعه متنفر است و شیعه از سنی و هر دو از یهودی، چرا کاتولیک از پروتستانت متنفر است و پروتستانت از کاتولیک و هر دو از یهودی. اگر در دارفو روزانه هزاران انسان به قتل میرسند و نسل کشی بی رحمانه ای حکم فرماست چه کسی مقصر است، آیا دلیلی که این وحشی گری را به گردن یهودیان نمی اندازند این نیست که در آن دیار یهودی پیدا نمیشود. کشتن مسلمانان چچن به دست روسها تقصیر کیست و چرا صدائی از هیچ احدی بلند نمیشود و حتی یک نخ پرچم روسیه هم به آتش کشیده نمیشود، وچرا در جولای سال 1995 هنگامی که در یک ماه هشت هزار مسلمان 14 تا 75 ساله در بوسنیا را کشتند کک هیچ کسی را هم نگزید و تمام  کشورهای  اسلامی کور وکر شدند.   یاد آوری

میدانید مقصر کیست؟ مقصر آن دیو صفتانی هستند که هر چه صرفشان کند همان را انجام میدهند و مردمی که بدون فکر مانند عروسک خیمه شب بازی در دست آنان به حرکت در میآیند.
 تنها کاری که از این دیو صفتان بر میآید کینه ورزی هست وبس. نه سوادی، نه علمی ، نه حرفه ای و نه هنری، تن پرورهای بی مصرفی که تنها فکر و ذکرشان قتل و کشتن است و بس و برای رسیدن به نیات کثیفشان از هیچ چیزی اباعی ندارند و با هر دروغ و دسیسه ای مردم خود را از کودکی با تنفر بار میاورند.
لبان فرزندانشان را بجای زمزمه شعر زندگی با فریاد مرگ بر این و آن پر میکنند. چشمان معصوم کودکانشان را بجای دیدن زیبایی به زشتی عادت میدهند. گوش آنان را بجای آهنگ امید به نوای ناله و فغان عادت میدهند. انگشتان لطیف و ظریف کودکانه را به جای کشیدن طبیعت زیبا با آب رنگ سرخ وسیاه مجبور به ترسیم خون، بمب و گلوله میکنند. قلب پاک آنان را بجای عشق با کینه پر میکنند.و حاصل این تخم کین همانا برادر کشی، جهود کشی، نسل کشی در دارفو وقتل و کشتار است وبس.

 آیا شده از خود بپرسید  حضرت عیسی که خود یهودی بوده و حضرت محمد* که در کنار یهودیان بزرگ شده ونام عبری بر خود دارد واقعا خواستار کشتن یهودیان، برادر کشی و نسل کشی و آدم سوزی هستند ویا اینکه این یک بازی کثیف است که یک سری سود جو و بی شرم با استفاده از احساسات مردم نسبت به این پیامبران و مقدساتشان آنان را بازی میدهند.
 سنی،  شیعه، بهائی، درویش، کاتولیک، پرتستانت، یهودی.....را به جان هم میاندازند،  چرا که این قماش حیات خود را در مردم کشی میبینند، وبراستی بهشتی که این سیه قلبها وعده میدهند چه بهشتی است که تنها راه گذر از دروازۀ آن به جهنم کشیدن زندگی مردم و قتل وکشتار و کینه است.

* محمد מחמד ( מمחحמمדد ) ستایشگر

    

                                                                                               به امید اینکه با فکر زندگی را ببینیم

                                                                                            משה فرزاد     لس آنجلس فوریه 2007

       

                                                                           Home