














مدتی پیش یکی از بازدید کنندگان این وب سایت با ارسال ایمیل از اینکه در لغت نامه های ایرانی از جمله دهخدا ترجمۀ اسم اسحق را به غلط و یا به عمد خشکیده معنی کرده اند ابراز ناراحتی میکرد واز آنجا که اسم ایشان نیز اسحق است این مسئله خیلی ایشان را عذاب میداد و خواستار شدند تا من در مورد معنی این اسم توضیحی بنویسم.
اجازه دهید قبل از هر چیز از این دوست عزیز که مدت طولانی منتظر این مقاله شده اند پوزش بطلبم چرا که ایشان در عرض این چند ماه هر از گاهی در این مورد یاد آوری میکردند و ازآنجا که مشغله کاری فرصت به من نمیداد که در خواست ایشان را انجام دهم از این جهت از همین جا از ابراز لطف ایشان سپاسگزارم و امیدوارم که این مطلب ارزش این مدت صبر را داشته و مورد قبول واقع شود.

درخواست بازدید کنندۀ عزیز در مورد معنی نام اسحق بهانه ای
به دست من داد تا کلا در مورد اسم و فلسفۀ آن در یهودیت مطلبی را به اطلاع شما
برسانم، و برای ملموس شدن این مقوله بهتر دیدم از آدامس شروع کنیم، شاید کمی
مسخره به نظر برسد، آدامس چکار به حضرت اسحق. درست میفرمایید ولی از خود
کلمۀ آدامس میتوان به سادگی وضعیت یک جامعۀ وابستۀ مقلد را نشان داد.
خوب به خاطر دارم بیش از بیست سال پیش در زمانی که برای گرفتن ویزای آمریکا در
اتریش اقامت داشتم و انگلیسی دست پا شکستۀ، ایما و اشاره یۀ توام با ادا را
بخوبی لته پته میکردم به یک مغازه رفتم تا آدامس بخرم و با همان لهجۀ شیرین
فارسی شیرازی انگلیسی دست وپا شکسته ازفروشنده درخواست آدامس کردم و چون در
اروپا در آن زمان هنوز این زبان خیلی جا نیفتاده بود از صورت آن فروشنده متوجه
شدم که زبان بلد نیست و از این رو به انگلیسی با لهجه فارسی شیرازی دست وپا
شکستۀ خود ایما واشاره و ادا را اضافه کردم و این بار در حالی که دهانم را به
نشانۀ جویدن به او نشان میدادم کلمۀ آدامس را نیز تکرار میکردم با این روش
موضوع برای فروشنۀ بیچاره روشن شد ولی او نیز پا به پای من نیز در حالی که
جویدن آدامس مرا تقلید میکرد با حالت پرسش میگفت ?chewing
gum اما من که متوجه نبودم که او چه میگوید باز با همان
حالت جویدن، این بار خیلی با فشار بیشتر تکرار میکردم آدامس در این میان
فروشنده که گویا سیستم انگلیسی صحبت کردن دست وپا شکستۀ توام با ایما و اشاره و
ادا را فوری یاد گرفته
بود، البته نه با لهجۀ فارسی شیرازی، دست کرد ویک بسته
آدامس از کنار پیش خون بیرون آورد و در حالی که دهان خود را به نشانۀ جویدن
آدامس حرکت میداد بستۀ آدامس را به من نشان داد و تکرار کرد
Chewing Gum من که بعد از اون جویدنها
تقریبا عرق کرده بودم بستۀ آدامس را خریدم و بیرون آمدم. تا آن زمان تصور من آن
بود که کلمۀ آدامس مانند دلار بین الملی است و همۀ دنیا میدانند که آدامس یعنی
آدامس. کلا در ایران بعضی کلمه ها خیلی با مزه هستند مثلا به همۀ دستمال کاغذی
ها میگویند کلینکس، به پودر رختشویی میگویند تاید و به نوشابه ها میگویند پپسی،
حتما این جوک قدیمی را شنیدید میگن یک آقایی میره نوشابه بخره به مغازه دار
میگه آقا ده تا پپسی بده شش تاش کوکا کولا باشه چهار تاش 7 آپ. جریان کذائی
آدامس هم همینه زمانی که در دهۀ شصت کارخانۀ آمریکایی
Adams خط تولید
Chiclets
را در کارخانۀ سقز سازی ایران افتتاح میکند و از آنجا که کلمۀ سقز برای این
محصول مدرن به نظر نمیرسید از این رو به تولیدات خود به تقلید از نام کمپانی
Adams آدامس نام نهادند که
اولین تولید Chiclets در ایران
همان آدامس خروس نشان معروف است .
امیدوارم با این مقدمه که یک تجدید خاطره برای خودم نیز بود طعم و مزه ای به دهانتان آورده باشد تا به اصل مطلب بپردازیم
کلمۀ " اسم " همانطور که قبلا نیز به آن اشاره شده کلمۀ عبری است که در فارسی و عربی کپی شده و ریشۀ آن از کلمه שמ ( שس-ش-מ م )به معنی ماهیت گرفته شده است، مانند کلمۀ بسم الله که در اینجا بسم از دو قسم "ب" و " سم" تشکیل شده که همان به نام معنی میشود. در باور یهودیت اسم هر شخص، شخصیت و ماهیت فرد را میرساند و علاوه بر آن طبق قبالا از حروف و ارزش عددی اسم و تاریخ وروز تولد شخص میتوان در مورد خصوصیات اخلاقی افراد اطلاعات دقیقی را بدست آورد.
یهودیان در بدو تولد فرزندشان در هر کشوری که باشند اول یک اسم عبری برای فرزندشان انتخاب میکنند که این نام گذاری برای پسران در روز هشتم تولد در مراسم ختنه صورت میگیرد و در مورد دختر نیز در اولین شنبۀ تولد دختر در کنیسا در مقابل تورا و در حضور جماعت این نام گذاری انجام میشود. این قانون در طی هزاران سال در تمام نقاط دنیا به اجرا در میآید. اگر نام عبری یهودیان در کشورهایی با عث شناسایی ویا آزار و اذیت آنان بشود، اسم دوم ویا به قولی اسم شناسنامه ای نیز برای آنان انتخاب میکنند.
در میان مسلمانان ایرانی هم این رسم اقتباس شده که افراد به
غیر از اسم شناسنامه ای که اسامی فارسی و جدید است به اصطلاح اسم در گوشی ویا
پشت قرآنی که در پشت جلد قرآن نوشته میشود را برای فرزندان خود انتخاب میکنند
که این اسامی اصولا اسم اعمه و اطهار است.
همانطور که ذکر کردم بنا به استثنایی بودن کلمات عبری هیچ چیز بطور اتفاقی نام
گذاری نشده و ماهیت و خصوصیات هر چیز و هر شخص در نام آن نهفته است و این فقط
در خصوص کلمات عبری است و زمانی که این کلمات در عربی کپی شده این ماهیت را
ندارد چرا که معنی اصلی آن تغیر میکند و از این جهت در این گونه موارد که به
وفور به آن برخورد میکنیم معانی کلمات یا از بی اطلاعی و کم سوادی ویا به عمد
به معانی دیگر شرح داده میشود.
برای روشن شدن بهتر این مطلب از اولین نام در تاریخ بشر شروع میکنم.
از آدم شروع میکنم، اگر نخواهم اغراق کرده باشم اکثریت مردم ایران شاید ندانند
که کلمه آدم به چه معنی و از کجا سرچشمه میگیرد و خیلی ها به این نام شاید به
عنوان لقب عادت کرده اند.
درآغاز توراه مقدس در فصل برشیت ( آفرینش) خداوند انسان را از دو قطب مادی
ومعنوی میافریند. توراه میفرماید خداوند انسان را از خاک زمین آفرید و در او
روح زندگی دمید .
در عبری زمین אדמה (
آداما) (א
آד دמ
مה ه)
خوانده میشود وکلمه عبری آدم אדמ (א آד د מ م)
که طبق معمول تبدیل حرف به حرف عبری به عربی است
به معنی از زمین گرفته شده است. از این جهت طبق قانون یهود کالبد انسان
بعد از مرگ بایستی به خاک سپرده شود و این کالبد پس از غسل دادن در آب با کفن
پیچیده میشود و به خاک سپره میشود، چرا که از آن گرفته شده و به خاک بر میگردد
و این قانون یهودیت دراسلام نیز رعایت میشود.
بعد از آدم شریک او חוה حوا
دیگر کلمۀ عبری که در عربی کپی شده که معنی آن مادر تمام زندگان میباشد.
و دیگر معنی کلمۀ عبری حوا یعنی (حافظ خانه) که
خود ماهیت کلمه از دید عبری نشان از نقش زن در زندگی را دارد ولی در ترجمه
فارسی ویا عربی به چیزی کاملا متفاوت میرسیم.
بعد از آدم و حوا دیگر اسم معروف عبری که حرف به حرف
در عربی کپی شده، اسم حضرت
נח نوح است که ماهیت و شخصیت این حضرت نیز گواه از
اسم ایشان است. در توراه در اولین معرفی نوح میفرماید او مورد التفات خداوند
قرار گرفت. در پاسخ به این سئوال که چرا خداوند در برخورد با وی اینگونه نوح را
مورد تفقد قرار میدهند، علمای یهود در این رابطه توضیح میدهند چون از خصوصیات
اخلاقی نوح صبر و بردباری او بود از این جهت او را نوح نام نهادند یعنی آرام
و بردبار و از آنجا که خداوند این خصوصیت اخلاقی در انسان را دوست دارد
حضرت نوح مورد عنایت قرار گرفت و از برگزیدگان باریتعالا گردید.
طبق توراه مقدس از آنجا که زمین و ساکنان آن از نظر
فساد به درجۀ فجیعی رسیده بودند حضرت نوح که در دورۀ خود از برگزیدگان به حساب
میآمد مامور میشود که جانداران و انسانهایی که هنوز آلوده نبودند را گلچین کرده
و آنان را از قهر طبیعت نجات دهد که داستان طوفان نوح و کشتی معروف آن مسئله ای
است که هر از چندی در محافل علمی و فلسفی مورد بررسی قرار میگیرد که از مبحث ما
دور است.
پس از طوفان نوح در میان افراد و جاندارانی که نجات پیدا میکنند پسران نوح بودند به نام شم – خام – یفت که از نسل این سه، تاریخ جدیدی از بشریت بوجود آمد. ما یهودیان و اعراب از نسل شم هستیم که مردم خاور دور را نیز شامل میشود. از نسل خام سیاهپوستان و زیر مجموعۀ آنان هستند و از نسل یفت اروپائیان و نژاد مو طلایی وچشم آبی بوجود آمد.
شم (ماهیت) پسر نوح به اتفاق
نبیرۀ خود عبر (عبور کرده) که از فلاسفۀ بزرگ توحیدی بودند اولین مرکز
آکادمیک را برای تدریس روحانیت و قبالا احداث کردند و به دلیل جو اجتماعی آن
دوره تنها افراد محدودی به این مرکز دسترسی داشتند که یکی از معروفترین محصلین
این مرکز حضرت ابراهیم بود. ضمنا مرکز دیگر کلمۀ عبری است که در
عربی کپی شده ( מרכז) (מ مר رכ کז ز)
در میان مردم باور بر این است که اولین شخصی که خداوند را شناخت حضرت ابراهیم
אברהם دیگر کلمه کپی شده (אاבبרراהهیםم ) جد بزرگوار قوم یهود و اعراب بود،
این عدم آگاهی به واسطه این است که به غیر از توراه منبع دیگری که از تاریخ
آفرینش از حضرت آدم به بعد را معرفی کرده وکاملا مورد بررسی قرار دهد وجود
ندارد از این جهت اطلاع عموم بر طبق شنیده هایی است که از این آن به گوششان
رسیده و به صورت حدیث و داستان برایشان بازگو شده.
چیزی که در مورد حضرت ابراهیم اهمیت دارد آن است که وی اولین انقلابی دوران بشریت است نه اولین خداپرست وی شخصیتی است که به دنیا ثابت کرد برای ایجاد نظام صحیح اجتماعی شالودۀ اولیه خانواده است و اگر خانه درست باشد اجتماعی که از آن بر میخیزد یک نظام سالم و ابدی است.
در دورانی که شخصیت و مقام اجتماعی از پدر به پسر انتقال میافت حضرت ابراهیم با ایدۀ یکاپرستی در مقابل پدر خود ترح که کاهن بت پرستان بود میاستد و پا به خطر انداختن خود به ترویج خداپرستی در میان مردم میپردازد.
در توراه فصل خروج ابراهیم از زادگاهش خداوند به ابراهیم امر میکند که از کشورت ، از شهرت و از خانه ات بیرون رو ، سئوال اینجاست وقتی شخصی از کشورش بیرون رود به الطبع از شهر وخانه اش نیز بیرون رفته حال چرا خداوند اینگونه مسئله خروج ابراهیم را مطرح میکند.
جوابی که بزرگان یهود به این جملۀ توراه میدهند این است که برای خروج از یک نظام فاسد فقط ترک دیار نمیتواند چاره ساز باشد تا زمانی که آن تربیت غلطی که در خانه با آن پرورش یافته ایم را با خود یدک میکشیم با فقط نقل و مکان کردن ارضی هیچ چیز عوض نمیشود و حضرت ابراهیم برای ایجاد یک نظام توحیدی و بیعت با خداوند میبایست خود را از آن فرهنگ بت پرستی و فاسد دور میکرد تا به مقامی برسد که او را ابراهیم אברהם بنامند یعنی (پدر انبوه امتها).
شخصیت مهمی که در کنار حضرت ابراهیم به وی کمک میکند مادر قوم یهود حضرت שרה سارا (שساרراה) است، شخصیتی که با بینش الهی اش راهنمای حضرت ابراهیم و ناجی او بود، شخصیتی که شالوده یهودیت از دامنش بنا گرفت، همانطور که از معنی نامش پیداست سارا שרה ( قانون گذار و خاتون) مادری که اولین بیت المقدس در خانۀ او متجلی گردید.
در کنار سارا شخصیت دیگری را میبینیم که از کاخ پادشاهی پدرش هجرت میکند تا در کنار سارا و در راه او زندگی کند و به همین جهت این شاهزادۀ مصری را هاجر הגר نام نهادند הهاגجרر ( دور شده – جدا شده – هجر) کلمۀ هجرت از هاجر הגר گرفته شده .
هاجر در خانۀ سارا به عنوان کنیز زندگی میکند. سارا که بچه دار نشده بود به حضرت ابراهیم میگوید که کنیزش را به زنی بگیرد، هاجر پس از بارداری نا موفق و اختلاف با سارا از خانۀ او فرار میکند و طبق آیۀ 11 فصل 16 از لخ لخا در تورا فرشتۀ خداوند به هاجر امر میکند که به نزد سارا برگردد و به او میگوید که صاحب فرزندی میشود و او را اسماعیل بنام ישמעאל (کلمۀ دیگر عبری که حرف به حرف درعربی کپی شده) به معنی "خداوند شنید مرا" کلمۀ اسماعیل ישמעאל از دو بخش تشکیل شده שמע شنیدن و אל الله. هاجر با پیروی از این دستور به نزد سارا بر میگردد و در بارداری دوم از حضرت ابراهیم که هشتادو شش ساله بود اسماعیل را تولد میکند. "ضمنا کلمۀ تولد دیگر کلمۀ عبری است که طبق معمول کپی شده תולד تولد ת ت ו و ל لד د ".
خداوند در سن نودو نه سالگی به حضرت ابراهیم دستور میدهد بین من و نسل توعهدی قرار میگیرد، از این به بعد هرشخص مذکری از نسل تو و یا خانه زادت میبایست در سن هشت روزه بریت میلا( ختنه ) کند.
از این جهت حضرت ابراهیم در سن نودو نه سالگی اولین کسی بود که بریت میلا ( پیمان ختنه ) را انجام میدهد و پس از او اسماعیل در سن سیزده سالگی بریت میلا کردند.
خداوند پس از بریت میلا به حضرت ابراهیم و همسر او سارا که نود ساله بودخبر میدهد که آنان صاحب فرزندی میشوند سارا در دل خود میخندد که آیا من در این سن بار دار میشوم؟ از این جهت خداوند به او میگوید چون در دلت خندیدی اسم فرزندت را اسحق بگذار. کلمۀ عبری יצחק اسحق از צחק به معنی خندیدن گرفته شده.
همانطور که خداوند فرمود سارا در سن نودو یک سالگی صاحب پسری میشود که او را اسحق نام نهادند و او اولین کسی بود که طبق دستور خداوند در هشتمین روز تولدش پیمان بریت میلا ( ختنه ) بر روی انجام شد از این جهت یهودیان بر طبق فرمان توراه پسران خود را در روز هشتم تولد ختنه میکنند و در بین مسلمانان رسم است از آنجا که اسماعیل در سن سیزده سالگی ختنه کرد آنان نیز پسرهای خود را در این سن ختنه میکنند، اما این روزها بیشتر مردم در بدو تولد پسرانشان را در بیمارستان ختنه میکنند.
یهودیان مراسم بریت میلا(ختنه) را دقیقا روز هشتم وتوسط موحل انجام میدهند (موحل آن گروه ازربانیم هستند که مدرک و جواز بریت میلا کردن را دارا میباشد) شاید برای خیلی ها جالب باشد که در آمریکا خیلی از مسلمانان برای ختنۀ نوزادان خود به موحل رجوع میکنند.
در توراه قسمت آفرینش فصل ویرا آیه هفتم میفرماید خداوند حضرت ابراهیم را آزمایش کرد و به او گفت پسرت اسحق را برای من قربانی کن و حضرت ابراهیم با مهیا کردن اسحق برای قربانی شدن نشان داد که ایمان خالصانه به پروردگاردارد، از این رو خداوند او را از این امر مبرا میکند.
بعد از دو هزار سال از نزول توراه مسلمانان در مورد قربانی کردن اسحق گله دارند و باور دارند که این اسماعیل است که قرار بود قربانی شود و طبق معمول ادعا میکنند که یهودیان با دست بردن در توراه این داستان را جابجا کرده اند.
در واقع اختلاف مسلمانان با یهودیان و نسبت دادن تمام مسائل دنیوی و اخروی، سیاسی و هنری، اقتصادی و فرهنگی از همین قربانی شدن ریشه گرفته و تا به امروز که مثنوی هفتادو دو من شده.
بدنبال همین اختلاف نظر در میان مسلمانان نسبت به نام اسحق حساسیت خواصی به چشم میخورد، شاید به همین دلیل است که در لغت نامه ها ایرانی اسم اسحق را به معنی خشکیده ترجمه کرده باشند.
موردی که برای من جالب است این که تمامی کلماتی که از عبری در عربی کپی شده از به بسم الله تا آخر تماما کلمه به کلمه تبدیل حرف به حرف بوده اما در مورد کلمۀ اسحق نمیتوانم بگویم از نادانی یا بیسوادی بلکه از روی بغض و کینه به صورت دیگری نوشته شده.
همانطور که عرض کردم کلمۀ عبری יצחק اسحق که به صورت اسحاق هم نوشته میشود در عبری به دو طریق نوشته میشود یکی با سین ישחק ( اسحق ) و دیگری با ص ( اصحق ) نام حضرت اصحق در اصل יצחק و معنی اسم حضرت اصحق به معنی خندیدن است و دیگری ישחק که کلمه شبیه به آن است به معنی مسخره گری خندیدن است و در عربی طبق روال کپی کردن کلمات در این مورد این نام را عمدا از کلمۀ مشابه عبری اسم آن حضرت کپی کرده اند.
در میان مردم و یا در نوشتجات و آثار هنری اسامی عبری شاید به موسی و دانیال و یعقوب خلاصه شود اما اسامی عبری تمامی نام هایی است که درعربی از عبری کپی شده در خاتمه با آرزوی صورت خندان مانند آنهایی که نام اصحق بر خود دارند توجه شما را به سری دیگر از اسامی عبری کپی شده در عربی جلب میکنم.
כבר کبیر (بزرگ) اگر به کبیر الف اضافه کنیم א אכבר اکبر (بزرگی میدهم)
אזן اذان
שוק شوق
מגיד مجید ( راوی- بلند مرتبه- راو)
משכנ مسکن
משלה ماشالله (تسلط داشتن)
חבב حبیب ( دوست داشتنی )
אסף آصف ( جمع کننده – به صف در آورنده- نام یکی از خوانندگان در دوران آبادی بیت المقدس )
גלל جلال
גמל جمال ( شخص و یا چیزی که به صورت کامل در آمده )
שכר شکر
מרכז مرکز
חפז حافظ
סעד سعدی (کمک کننده)
משה فرزاد Nov 12, 2007



