ولید شوعبات عضو سابق گروه تروریستی فتح که به اصرار همسرش با مطالعه و تحقیق پی به این واقعیت میبرد که چگونه یک عمر با دروغ از او سوءاستفاده شده  دست به افشاگری میزند. او از هر موقعیتی بهره میجوید به مدرسه، دبیرستان، کالج، سمینارهای مختلف و برنامه های رادیو وتلوزیونها در سراسر دنیا میرود تا هر چه بیشتر مردم را بخصوص جوانان کشورهای اسلامی را که در اثر دروغگوئی و شستشوی مغزی نسبت به یهودیان بد بین و دشمن شده اند را بیدار کند و آنانرا از نیت کثیف سردم داران مملکتشان آگاه گرداند.

او از دوره نو جوانی خود میگوید روزی که با عمویش به باغ وحش میرود، عموی ولید سیگاری را که در حال کشیدن بود را به داخل قفس میمونها می اندازد و یکی از میمونهای درون قفس شروع به کشیدن سیگار میکند.

عمو از ولید میپرسد میدانی که چگونه این میمون یاد گرفته که سیگار بکشد، و با جواب منفی ولید عمو توضیح میدهد که این میمونها همان یهودیانی هستند که در اثر گناه و رعایت نکردن قوانین شنبه به بوزینه تبدیل شدند(تفسیر یکی ازآیات سوره بقره) و دلیلی که این میمون میتواند سیگار را پک بزند همین است که نسل آنان از یهودیان است.

ولید شوعبات یکی از میلیونها اعرابی است که در کودکی در دامن دروغ بزرگ شده و یهودیان برای او گروهی هستند که یا از نسل بوزینه اند ویا طبق حدیث از جمله نوشتجات صحیح البخاری از نسل خوک و موش هستند.

 صحیح البخاری که داروین نزد او لنگ میاندازد در بررسی موشکافانه خود با درایت هر چه تمام که فقط اعراب قادر به درک این گونه محملات هستند اینگونه ادعای خود را اثبات میکند، دلیلی که موش شیر گوسفند مینوشد ولی رغبتی به نوشیدن شیر شتر ندارد این است که، چون گوسفند برای یهودیان حلال است و شتر حرام باطبع وقتی آنان به موش تبدیل شده اند فقط شیر گوسفند که برایشان حلال است را مینوشند.

نتیجه ای که از نظرات این فیلسوف عرب میگیریم این است که در میان حیوانات، موش حلال و حرام سرش میشود و اگر بر طبق نظریۀ این دانشمند عالم عرب بخواهیم تحقیق کنیم که چرا اعراب را "موش خوار" لقب میدهند بر طبق حدیث صحیح البخاری بدلیل اینکه موشها غذای حلال میخورند لهذا خوردن آن هم برای اعراب حلال میشود و بلا مانع.

اکثر کتب درسی اعراب مملو از توهین به یهودیان است، حتی کتب درسی که در آمریکا و اروپا برای مدارس عربی از طریق عربستان سعودی تهیه میشود سراسر توهین و افترا زدن به یهودیان است.

متاسفانه امروزه گروهی افراطی در ایران این گونه افکار کثیف را در میان مردم بخصوص کودکان رواج میدهند و سعی بر این دارند تا هر چه بیشتر در میان مسلمانان نسبت به یهودیان تنفر ایجاد کنند.  

چه وحشتی از یهودیت باعث این همه دروغ گوئی و توهین به یهودیان است؟

چرا یک جامعۀ میلیاردی از چند میلیون یهودی هراس دارد و به هر وسیله میخواهد مردمانش را از نزدیکی به یهودیان باز دارد و در این راه با بیشرمی تمام آنان را نجس، کافر، خون خوار، قاتل پیغمبر، خوک، بوزینه و ... لقب میدهد. بهانه هایی از قبیل صهیو نیسم حنای بیرنگ این دو دهۀ اخیر است، این کینه ورزی و حماقت در هر دوره از تاریخ وجود داشته و دارد.

 

همیشه فکر میکردم سه عامل باعث یهود ستیزی است 1- حماقت 2- جهالت 3- حسادت، اما مشاهدۀ یک جمله نظرم را تغیر داد.

در راهروی مدرسۀ فرزندانم منتظر بودم که با معلمین آنها در مورد وضعیت درسی آنان جویا شوم و در چند دقیقه ای که منتظر معلمین بودم داشتم به عکسها و نوشتجات در راهروی مدرسه توجه میکردم و جمله ای که بر درب یکی از کلاسها نصب شده بود تنها جوابی است که میتوان به عامل یهود ستیسزی داد.

Knowledge is Power دانش قدرت است این جملۀ کوتاه ولی عمیق دلیل اصلی ضدیت علیه یهودیان است.

در هر دوره از تاریخ دیکتاتورها برای بقای خود اولین اقدامی که میکردند و میکنند مراکز آموزشی را مورد حمله قرار میدهند، کتاب میسوزانند، دانشمند و دانشجو را به قتل میرسانند چرا که بقای آنان به جهالت مردم و حماقت آنان وابسته است.

یهودیان در طی تاریخ در هر جامعه ای که زندگی کرده اند اولین اقدامشان باز کردن مدرسه و آموزش بخصوص برای کودکان بوده است. در ایران بیش از صد سال پیش سازمان یهودی آلیانس بود که برای کودکان یهودی مدرسه باز کرد.

شاید خیلی ها اطلاع ندارند که در همین اروپای امروز که مظهر دمکراسی است زمانی با سواد بودن کسر شان خانواده های اشرافی بوده و خواندن و نوشتن فقط مخصوص یهودیان بوده.   

 از این رویهودیت به علت تشویق مردم به یادگیری و کسب علم همیشه مورد حملۀ دیکتاتورها بوده و به همین منظور اولین ضربه آنان به مدارس و آموزشگاهای یهودیان بوده ،  امروزه این مسئله بیشتر قابل درک است وبخوبی مشاهده میکنیم که حکومتهای دیکتاتور با در دست گرفتن قدرت اولین اقدامی که میکنند طبقۀ دانشجو را مورد حمله قرار میدهند، سانسور میکنند و هر صدایی را خاموش میکنند، برچسب های مختلف میزنند و با بر قراری ترس و ارعاب بر مردم حکومت میکنند. یهودیان در طول هزاران سال با این تاکتیک دست وپنجه نرم کرده اند و تلفات آنان فقط و فقط به خاطر سر فرود نیاوردن به حاکمان ظالم و دیکتاتور بوده که از آنان میخواستند دست از آموزش بر دارند.

متاسفانه احمقهایی که خود را آدم به حساب میآورند به علت عدم دانش کافی و آگاهی تنها از طریق زور و اجبار عقیدۀ خود را به مردم تحمیل میکنند و تحمل هیچ گونه طرز فکری وراء باورهای خود را ندارند.

گروهی که رهبران آنان با کمترین سواد ابتدایی ودانش برای بشریت خط و نشان میکشند وتصویر آنان با شمشیر و تفنگ و بمب نشان داده میشود و سخنان آنان فقط از کشتن و نابودی است، دقیقا خلاف خطی مشی رهبران یهودی که تصویر آنان با کتاب و در حال کتاب خوانی به تصویر کشیده میشود و مردم را تشویق به کسب علم و دانش میکنند.

در میان احمقهای آدم نما آنانی که از سیاهچال جهل و خفقان به تنگ آمده اند یا از دیار خود فرار میکنند تا در سرزمینهای دور در محضر نجسها، کافران، خوکها و بوزینه ها کسب علم و دانش کنند ویا به هر سختی در میان احمقهای آدم نما به طریقی با دسترسی به منابع بدست آمده از بوزینه های دانا سواد آموزی کنند.

براستی چه کسی چوب این همه حماقت را میخورد؟

 

        آلبرت اینشتین بوزینۀ دانشمند میگوید دو چیز در این دنیا بی نهایت است، یکی کهکشانها و دیگری حماقت

 

                                                                              משה فرزاد  لس آنجلس ژانویه 2007

              

                                                                         Home